. . . .


2 Aug 2013

نگاهی بر بستر، اهداف و تبعات برگزاری کنگره‌ی ملی کرد


سەرچاوە " ایران گلوبال"
دکتز اسو حسن زادە
برای اولین بار در تاریخ کردها، احزاب کردستان بمنظور دستیابی به یک گفتمان سیاسی مشترک و همسان کردن رویکردهای مبارزاتی‌شان بطور رسمی و علنی دور هم گرد آمدند.

پس از سالها و بارها مقرر شدن و به تعویق افتادن، بالاخره ظهر دوشنبه، 22 ژوئیه‌ 2013، نشست مقدماتی کنفرانس ملی کرد تحت ریاست مسعود بارزانی رئیس اقلیم کردستان عراق و با شرکت حدود چهل جریان سیاسی و نظامی کرد (اعم از کردهای ترکیه، ایران، عراق و سوریه) در صلاح‌الدین اربیل برگزار شد.

شرکت کنندگان در این نشست که تمامی احزاب مطرح کرد را نمایندگی میکردند، ضمن اظهار دیدگاههایشان در رابطه با مبانی و اهداف برگزاری کنفرانس ملی کرد، برسر خطوط کلی برنامه‌ کار این کنفرانس و تعیین یک هیأت بیست و یک نفره (براساس سهمیه‌ مربوط به هر بخش کردستان و با رعایت برابری نسبی بین آنها) که وظیفه‌ برنامه‌ریزی و تدارک کنفرانس را بر عهده خواهد داشت، به توافق رسیدند.

پیشبینی میشود که کنفرانس ملی کرد در عرض یک ماه آینده با شرکت طیفهای گسترده‌تری از جنبش کرد و جامعه‌ی مدنی کردستان و چه بسا کردهای آسیای مرکزی و دایاسپورا برگزار گردد و از نمایندگان خلقها و اقلیتهای همزیست و همجوار کردها و دولتهای منطقه‌ و برخی از سازمانهای بین‌المللی نیز برای شرکت در آن دعوت بعمل آید.

هدف از این کنفرانس، بعلاوه توافق حول مبانی گفتمان سیاسی مشترک کردها و اصول حاکم بر مبارزه‌ی دمکراتیک و هویت طلبانه‌ی آنها، تشکیل یک ساخت و ساز نهادی در شکل "کنگره‌ ملی کرد" و ارائه‌ فرومی دائمی برای ایجاد تفاهم و هماهنگیهای لازم در این زمینه اعلام شده است.

***

معنی استراتژیک این اقدام بی سابقه‌ کردها و پیامدهای سیاسی‌ آن را باید در کانتکست تاریخی مبارزه‌ هویت طلبانه‌ کردها که همیشه از دو بعد دمکراتیک و ملی برخوردار بوده و بر دو بستر کشوری و فرامرزی حرکت کرده، بررسی کرد.

تقسیم شدن سرزمین کردستان در دو مقطع تاریخی (در سال 1514 و پس از جنگ جهانی اول) و قرار گرفتن کردها در چهارچوب سیاسی-جغرافیایی حداقل چهار کشور، مسأله‌ کرد در هر کدام از این کشورها را تحت تأثیر مسیر تاریخی و روند سیاسی معطوف به این کشورها قرار داده‌، بنحوی که چه به لحاظ معادله‌‌ دموگرافی و میزان همگرایی و اختلاط فرهنگی و چه از نظر منزلت حقوقی و وضعیت سیاسی، موقعیت کردها در هر بخش از کردستان دارای ویژگی و وجه تمایز است.

با اینحال، درطول تاریخ نوین، حس همبستگی و پیوستگی ملی میان کردها یک واقعیت غیر قابل کتمان بوده است. این حس تعلق، فارغ از شاخصهای مشترک هویتی که پیدایش دایاسپورا و رشد رسانه‌ و دیگر وسائل ارتباط و آمیزش جمعی امکان بروز و توسعه‌ی آن را فراهم ساخته است، در رفتار سیاسی کردها نیز بازتاب داشته است.

چه در طول قرن بیستم که شورشیان کرد در حاشیه‌ی نزاع میان دولتهای منطقه‌ فرصت تعامل با همدیگر را می‌یافتند و چه پس از پایان جنگ سرد که ژئوپولیتیک ناشی از جنگ دوم خلیج و سیر تغییر و تحولات سیاسی داخل کشورهای منطقه فرصتهای نوینی را برای بخش اعظم کردها (در عراق، ترکیه و سوریه) آفرید، حرکتها و جریانات سیاسی متعلق به بخشهای مختلف کردستان به رغم اختلافات مقطعی‌اشان، همواره با هم در ارتباط و تبادل نظر و حتی همسوئی و همکاری بوده‌اند.

خارج از موارد کلانی همچون حضور فعال کردهای عراق در جمهوری کردستان در مهاباد و در حاشیه‌ مقاومت مردم کردستان پس از انقلاب ایران که تنها نمونه‌هایی از این دست هستند، تاریخ کردها چه در سطح عموم مردم و چه در سطح جریانات و نخبگان سیاسی سرشار از مواردی است که نشان می‌دهد که کردها به دلایل تاکتیکی و هویتی هیچگاه در قبال وضعیت و سرنوشت همدیگر بی‌تفاوت نبوده‌‌اند. البته گذشته‌ کنش و واکنش و تأثیرگذاری متقابل میان کردها موارد اصطکاک را هم در برمی گیرد و روابط پیچیده‌ای که کردها در خاورمیانه‌ در آن قرار گرفته‌اند، در بسیاری مراحل برای آنها تنشهای داخلی را هم در پی داشته‌ است.

برای تقابل با واگرایی ناشی از تضادهای ذاتی مسأله‌ی کرد، در مراحل مختلف کوششهایی برای بهم رساندن دیدگاههای کردها به عمل آمده است. بعنوان مثال از دهه‌ی پنجاه میلادی ببعد دانشجویان و روشنفکران کرد انجمنهایی را بمنظور ایجاد تفاهم و همگرایی فکری میان کنشگران بخشهای مختلف کردستان تشکیل دادند؛ در اواخر دهه‌ی 1970 کردهای عراق و ترکیه در صدد نهادینه ساختن تفاهم و همکاریهایشان آمدند؛ پس از پایان جنگ سرد هم محافلی تحت عنوان کنگره‌ی ملی کردستان در اروپا و آمریکا دائر شدند.

کلیه‌ این ابتکارات به علت شرایط حاکم بر کردستان، اختلافات بین احزاب عمده‌ کردستان، سرسپردگی ایدئولوژیک و یا هژمونی برخی جریانات که سعی بر دخالت و ترویج امتداد خود در سایر بخشهای کردستان را داشتند، از جمع کردن همه‌ طیفهای جنبش کرد و ایجاد همگرایی واقعی و همه‌جانبه عاجز ماندند.

پس از سرنگونی رژیم صدام حسین، چه به لحاظ مادی و جغرافیایی و چه به لحاظ ذهنی و سیاسی، گفتگوی داخلی کردها از بسترهای مناسبتری برخوردار شد. برسمیت شناخته شدن حکومت اقلیم کردستان در قانون اساسی جدید عراق و پیشرفتهایی که این حکومت در زمینه‌ روابط خارجی و بازسازی حاصل کرد از یک طرف و از طرف دیگر تقلیل قابل ملاحظه‌‌ نزاع و تنشهای سیاسی میان کردها و متجانس شدن نسبی استراتژی و روشهای مبارزاتی آنها در صدر عواملی هستند که در ایجاد این زمینه‌ مساعد دخیل بودند.

با این وجود، عواملی همچون روابط متشنج حکومت اقلیم کردستان با حکومت نوری مالکی در چند سال اخیر، اختلافات میان حکومت اقلیم و نیروهای اپوزیسیون در کردستان عراق و از همه مهمتر ناآرامیهایی که در اثر حضور نیروهای متعلق به پ.ک.ک. در مرزهای مشترک با ایران و ترکیه هر از گاهی بروز میکرد، باعث به تأخیر افتادن برگزاری کنفرانس ملی کرد شد.

بر همین منوال، بنظر میرسد که از سرگیری گفتگوی میان اربیل و بغداد در سطح مسؤولین طراز اول برای حل و فصل مشکلات فیمابین، شروع گفتگوهای صلح میان حکومت ترکیه و کردها، و توافق ضمنی احزاب قدرت و اپوزیسیون داخلی اقلیم کردستان برای تفکیک مسائل ملی کلان و اختلافات سیاسی مربوط به اداره‌ی اقلیم برگزاری این کنفرانس را تسهیل کرده‌ است.

چنانچه گفته شد انگیزه‌ برگزاری کنفرانس ملی و تشکیل کنگره‌ ملی کردها از این باور نشأت میگیرد که با اینکه کردها برای احقاق حقوق خود در چهارچوب دولتهای موجود مبارزه میکنند و مسأله‌ کرد در هر کدام از این دولتها ویژگیهایی دارد که باید رعایت شود، وحدت ذاتی مسأله‌ کرد در کلیت خود می‌بایست کردها را بر آن دارد که برای پیگیری بهینه‌ اهدافشان به هماهنگیهای گفتمانی و عملی برسند.

آشکارترین و گویاترین سند این اعتقاد را شاید بتوان در جملات نخست و پایانی سخنان افتتاحی مسعود بارزانی در نشست اربیل یافت که در حالیکه پرچم عراق در سالن جلسه وجود داشت، از طرف دو رهبر دیگر کرد هم که یکی از آنها (جلال طالبانی) رئیس جمهور عراق است و دیگری (عبدالله اوج آلان) در بند دولت ترکیه بسر میبرد، به شرکت کنندگان خیر مقدم گفت. محرزتر از این هم، بارزانی در پایان سخنرانی‌اش ابراز امیدواری کرد که سلامتی طالبانی بهبود یافته و اوج آلان هم از زندان آزاد شود تا "با هم به مبارزه برای حقوق ملت کرد ادامه دهند".

کنگره‌ ملی کرد توافق و تفاهم در گفتمان و عمل را در دو محور مناسبات داخلی کردها و تعامل آنها با دولتهای حاکم بر کردستان و محافل خارجی بررسی خواهد کرد.

در زمینه‌ مناسبات داخلی میان کردها، کنگره‌ ملی کرد ضمن قرار داشتن مباحثی در زمینه‌ ارتقاء هویت فرهنگی مشترک کردها در دستور کار خود، در حوزه‌ سیاسی مسؤولیت متبلور ساختن ضرورت اتحاد بینش و عمل کردها و پاسداشت متقابل مصالح همدیگر و اهداف مشترک را بر عهده خواهد داشت. با توجه به ریتم ناهمگون دستیابی مردم کرد در کشورهای منطقه به حقوق و آزادیهایشان که گاها باعث شده‌ است که بخشی از کردها از پتانسیلهای مبارزاتی خود به منظور حفظ دستاوردهای بخش دیگر کردها هزینه کنند، این مهم چالشزاترین موضوع کار کنگره خواهد بود.

بعلاوه، چنین امری فارغ از احیاء آزمون گذشته‌ کردها در ذهنها نخواهد بود. سال 1946 هم پیکارگران کرد ایران، عراق و ترکیه بر بالای کوه دالانپر که نقطه بهم رسیدن مرز میان سه کشور است قسم خورده بودند که هرگز در مبارزه‌ خود به منافع یکدیگر لطمه وارد نیاورند.

میزان موفقیت کنگره در این زمینه به کیفیت و محتوای تفاهم و توافقهایی بستگی خواهد داشت که اعضاء آن در ارتباط با اهداف مبارزه‌ خلق کرد و شیوه‌های پیشبرد این مبارزه‌ کسب خواهند کرد.

تشکیل یک نهاد مشترک برای مردمان متعلق به قوم یا اقلیتهایی که در اثر تغییر در مرزهای بین‌المللی پراکنده شده‌اند، در سطح سیاسی و فی‌النفسه بیانگر مرامهای استقلال طلبانه‌ نیست. در جهان موارد فرومهایی از قبیل کنگره‌‌ای که کردها قصد تشکیل آن را دارند، بوفور یافت میشود. اگر از یک طرف و بعنوان مثال کنگره‌ جهانی یهودی از همان بدو با هدف تشکیل یک کیان مستقل دائر شد، از طرف دیگر نهادهای بسیاری همچون کنگره‌ جهانی آمازیغ، شورای سامیهای شمال و پارلمان بومیهای آمریکا چنین هدف سیاسی مشخصی را دنبال نمیکنند و کار و کوششهایشان را صرفا در جهت ایجاد همگامی و هماهنگی بمنظور جلب توجه محافل بین‌المللی و نتیجتا ارتقاء جایگاه و وضعیت حقوقی و اجتماعی اعضایشان در چهارچوب هر کدام از کشورهای مربوطه پیش میبرند.

با اینکه نمیتوان خواست و آرزوی استقلال نزد بخشی از نخبگان کرد را نادیده گرفت و با اینکه مقوله‌ حق تعیین سرنوشت هم در صدر مبانی گفتمانی اغلب احزاب کرد قرار دارد، ولی مطابق با استراتژی رسمی احزاب عمده‌ کردستان مبنی بر حل مسأله‌ی کرد بدون زیر سؤال بردن تمامیت ارضی دولتهای موجود، پیشبنی نمیشود که کنگره‌ ملی گامی در جهت خارج شدن جنبش کرد از مدار سیاسی فعلی بردارد.

در عوض، احتمال میرود کنگره با الگوسازی نسبی و الهام گرفتن از تجربه‌ کردستان عراق، با صراحت بیشتر بر ضرورت برسمیت شناختن هویت کردها و وضع راهکارهای تضمین مشارکت سیاسی در مرکز و خودمختاری در منطقه‌ی خود (بالاخص در چهارچوب فدرالیسم) تأکید ورزد.

در رابطه با راه و روشهای مبارزاتی، بارزانی، در حالیکه یکی از نمایندگان قندیل (مقر اصلی نیروهای مسلح پ.ک.ک.) در کنارش نشسته بود، ضمن تأکید بر این نکته که موجودیت کرد از راه زور و سرکوب قابل محو نیست، اعلام داشت که بهترین سلاح دست کردها هم در عصر کنونی گفتگو و راهکارهای سیاسی و دمکراتیک میباشد.

با توجه به مشابه نبودن شرایط مبارزه‌ کردها در همه‌ کشورها و بالاخص تداوم انسداد سیاسی و اعمال سرکوب مضاعف در مورد بخشی از آنها، جریاناتی هستند که با اینکه در شرایط کنونی ازسرگیری مبارزه‌ مسلحانه ‌را در دستور کار خود ندارند، ولی بر این باورند که روشهای مبارزه‌ را تا حدود زیادی طرف مقابل (قدرت مرکزی) تعیین کرده و در عدم هر گونه بستر کافی برای فعالیت سیاسی و دمکراتیک نمیتوان روشهای انقلابی را بطور مطلق منتفی کرد.

تا جایی که به تعامل کردها با دولتها و محافل خارجی مربوط میشود، همچنان که در نشست مقدماتی کنگره‌ ملی کرد اعلام شده، هدف از این ساز و کار خصومت ورزی با هیچ ملت و دولت مجاوری نیست و کردها با این کار "این پیام را به برادران عرب و ترک و فارس گوشزد می‌کنند که میخواهند همچون شرکای برابر با آنها در صلح و ثبات زندگی کنند و عامل پیشرفت و استقرار دمکراسی در منطقه باشند".

مسؤولین حکومت اقلیم کردستان از مدتها پیش قصد برگزاری کنگره‌ ملی کرد را با حکومت فدرال عراق و دولتهای ایران و ترکیه در میان گذاشته بودند. حتی صحبت از احتمال ارسال فراخوان شرکت به این حکومتها هم میشود، ولی بدلیل تردیدهای مربوط به معنای سمبلیک و تبعات سیاسی مشارکت این حکومتها در چنین نشستی، هنوز در مورد نحوه‌ برخورد با این کنفرانس و سطح مشارکت احتمالی آنها داده‌ای در دست نیست.

باوجود تحفظ و سوء ظنهای رایج در روابط میان حکومت اقلیم و دولتهای همسایه، خارج از حکومت بشار اسد که در زمان کنونی از دائره‌ تأثیرگذاریهای مربوط به اقلیم کردستان عراق خارج شده و صرفنظر از حکومت عراق هم که در عین ناخرسندی از رویکردهای کردستانی حکومت اقلیم به لحاظ ذهنی تا حدی با آن عادت کرده‌است، بنظر نمیرسد که هیچ کدام از دولتهای ترکیه و ایران مخالفت فعالی با برگزاری این کنگره از خود نشان داده باشند.

البته انگیزه و چشمداشت این دو حکومت در برخورد با این موضوع کاملا متفاوت است : اگر از یک طرف حکومت ترکیه به دلیل روابط هنگفت تجاری و اقتصادی با اقلیم کردستان و نقش فعال اقلیم در پرونده‌ صلح در ترکیه، میتواند انتظارات مشخصی از نتایج این کنفرانس داشته باشد، از طرف دیگر موضع جمهوری اسلامی لااقل در بدو کار به احتمال زیاد ناشی از برخوردی منفعلانه با واقعیت غیرقابل انکار کردستان عراق و کمتر از سر امید به امکان تعقیب اهداف مشخصی در خصوص این کنگره است.

با اینهمه، از همین الان برخی از ناظران و کنشگران سیاسی کرد بر این امر پافشاری میکنند که کنگره‌ ملی کرد باید اهدافی را تعقیب کرده و مسائلی را در اولویت قرار دهد که قبل از هر چیز برخواسته از نیاز و مرام کردها خودشان باشد. از طرف دیگر، بعضیها بر این باور هستند که با اینکه علنی سازی و رسمیت بخشیدن به گفتگوی میان کردها میتواند در امر اعتماد سازی در سطوح مختلف (چه میان کردها و چه با دیگرانشان) قطعا مفید باشد، ولی به لحاظ اسلوب شناسی باید مواظب بود که کنگره‌ ملی کرد را با کنفرانس بین‌المللی مسأله‌ی کرد یکی نگرفت. کردها هنگامی در تعامل با دولتهای منطقه و محافل بین المللی موفق خواهند شد که قبلا حول اهداف و رویکردهای مبارزه‌اشان با هم به توافق کارا رسیده باشند.

در کنار اثراتی که تشکیل کنگره‌ ملی کرد بر صفحه‌ روابط و تعامل میان کردها با ملل و حکومتهای منطقه خواهد گذاشت، بازتاب رسانه‌ای و معنی حقوقی چنین امری در سطح بین‌المللی را هم باید در نظر گرفت. شرایط سیاسی منطقه و عملکرد عقلانی کردها در آینده تعیین خواهند کرد تا چه حد کنگره ملی کرد موفق میشود توجه جامعه جهانی را جلب کرده و دائره‌ مشاوره و رایزنی برای حل مشکل همزیستی قومی در منطقه بطور عام و مسأله کرد بطور خاص را گسترش دهد.

دکتر آسو حسن زاده

عضو کمیته‌ی مرکزی حزب دمکرات کردستان

بگه‌رێوه‌|ئەم بابەتە 793 جار بینراوە| بینێره‌| چاپ
Facebook| My Yahoo| Twitter| google




start|copyright © 2009 kdpmedia.org|contact